لغت
یادگیری افعال – فرانسوی

se regarder
Ils se sont regardés longtemps.
نگاه کردن
آنها به هم مدت طولانی نگاه کردند.

écouter
Les enfants aiment écouter ses histoires.
گوش دادن
کودکان دوست دارند به داستانهای او گوش دهند.

sauter par-dessus
L’athlète doit sauter par-dessus l’obstacle.
پریدن بر
ورزشکار باید از مانع بپرد.

former
Le chien est formé par elle.
آموزش دادن
سگ توسط او آموزش داده شده است.

imaginer
Elle imagine quelque chose de nouveau chaque jour.
تصور کردن
او هر روز چیزی جدید تصور میکند.

commander
Il commande son chien.
فرمان دادن
او به سگش فرمان میدهد.

réduire
Je dois absolument réduire mes frais de chauffage.
کاهش دادن
من قطعاً نیاز دارم هزینههای گرمایشی خود را کاهش دهم.

découper
Le tissu est découpé à la taille.
برش زدن به اندازه
پارچه به اندازه برش زده میشود.

appartenir
Ma femme m’appartient.
تعلق داشتن
همسر من متعلق به من است.

échanger
Les gens échangent des meubles d’occasion.
معامله کردن
مردم با مبلمان استفاده شده معامله میکنند.

apporter
Il lui apporte toujours des fleurs.
همراه آوردن
او همیشه برای او گل میآورد.
