لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (BR)

discar
Ela pegou o telefone e discou o número.
شماره گرفتن
او تلفن را برداشت و شماره را وارد کرد.

funcionar
A motocicleta está quebrada; não funciona mais.
کار کردن
موتورسیکلت خراب است؛ دیگر کار نمیکند.

gritar
Se você quer ser ouvido, tem que gritar sua mensagem alto.
فریاد زدن
اگر میخواهید شنیده شوید، باید پیام خود را به طور بلند فریاد بزنید.

comprar
Eles querem comprar uma casa.
خریدن
آنها میخواهند یک خانه بخرند.

iniciar
Eles vão iniciar o divórcio.
شروع کردن
آنها طلاق خود را شروع خواهند کرد.

virar-se
Você tem que virar o carro aqui.
برگشتن
شما باید اینجا ماشین را بپیچانید.

descer
Ele desce os degraus.
پایین رفتن
او پایین پلهها میرود.

precisar
Estou com sede, preciso de água!
نیاز داشتن
من تشنهام، نیاز به آب دارم!

ouvir
As crianças gostam de ouvir suas histórias.
گوش دادن
کودکان دوست دارند به داستانهای او گوش دهند.

deitar
As crianças estão deitadas juntas na grama.
دراز کشیدن
بچهها در علفزار دراز کشیدهاند.

falar mal
Os colegas falam mal dela.
بد زدن
همکلاسیها در مورد او بد میزنند.
