لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (BR)

beber
Ela bebe chá.
نوشیدن
او چای مینوشد.

sublinhar
Ele sublinhou sua afirmação.
زیر خط کشیدن
او بیانیه خود را زیر خط کشید.

contar
Ela conta um segredo para ela.
گفتن
او به او یک راز میگوید.

salvar
Os médicos conseguiram salvar sua vida.
نجات دادن
پزشکان موفق شدند زندگی او را نجات دهند.

caminhar
Ele gosta de caminhar na floresta.
قدم زدن
او دوست دارد در جنگل قدم بزند.

passar
Às vezes, o tempo passa devagar.
گذشتن
گاهی وقتها زمان به آرامی میگذرد.

sentar-se
Ela se senta à beira-mar ao pôr do sol.
نشستن
او در غروب آفتاب کنار دریا مینشیند.

aceitar
Cartões de crédito são aceitos aqui.
قبول کردن
اینجا کارتهای اعتباری قبول میشوند.

assinar
Ele assinou o contrato.
امضاء کردن
او قرارداد را امضاء کرد.

conversar
Eles conversam um com o outro.
گپ زدن
آنها با یکدیگر گپ میزنند.

pintar
Quero pintar meu apartamento.
نقاشی کردن
میخواهم آپارتمانم را نقاشی کنم.
