لغت
یادگیری افعال – اسپانیایی

acompañar
A mi novia le gusta acompañarme mientras hago compras.
همراهی کردن
دوست دخترم دوست دارد همراه من به خرید بیاید.

salir
No salió bien esta vez.
موفق شدن
اینبار موفق نشد.

mudar
Los dos planean mudarse juntos pronto.
با هم زندگی کردن
این دو قرار است به زودی با هم زندگی کنند.

acostarse
Estaban cansados y se acostaron.
دراز کشیدن
آنها خسته بودند و دراز کشیدند.

sorprender
Ella sorprendió a sus padres con un regalo.
متعجب کردن
او والدین خود را با یک هدیه متعجب کرد.

encontrar
A veces se encuentran en la escalera.
ملاقات کردن
گاهی اوقات آنها در پله ملاقات میکنند.

garantizar
El seguro garantiza protección en caso de accidentes.
ضمانت کردن
بیمه در موارد تصادف محافظت را ضمانت میکند.

desayunar
Preferimos desayunar en la cama.
صبحانه خوردن
ما ترجیح میدهیم در رختخواب صبحانه بخوریم.

funcionar
La motocicleta está rota; ya no funciona.
کار کردن
موتورسیکلت خراب است؛ دیگر کار نمیکند.

ordenar
A él le gusta ordenar sus estampillas.
مرتب کردن
او دوست دارد تمبرهای خود را مرتب کند.

actualizar
Hoy en día, tienes que actualizar constantemente tu conocimiento.
بهروز کردن
امروزه باید دانش خود را بهطور مداوم بهروز کنید.
