لغت
یادگیری افعال – اسپانیایی

dar
El padre quiere darle a su hijo algo de dinero extra.
دادن
پدر میخواهد به پسرش پول اضافی بدهد.

describir
¿Cómo se pueden describir los colores?
توصیف کردن
چطور میتوان رنگها را توصیف کرد؟

mirarse
Se miraron durante mucho tiempo.
نگاه کردن
آنها به هم مدت طولانی نگاه کردند.

dejar
La naturaleza se dejó intacta.
دست نزدن
طبیعت دست نزده ماند.

responder
El estudiante responde a la pregunta.
جواب دادن
دانشآموز به سوال جواب میدهد.

hacer
¡Deberías haberlo hecho hace una hora!
انجام دادن
شما باید آن کار را یک ساعت پیش انجام میدادید!

mezclar
Puedes mezclar una ensalada saludable con verduras.
مخلوط کردن
تو میتوانی یک سالاد سالم با سبزیجات مخلوط کنی.

buscar
El perro busca la pelota del agua.
آوردن
سگ توپ را از آب میآورد.

dejar
Ella me dejó una rebanada de pizza.
گذاشتن
او برای من یک قاچ نان پیتزا گذاشت.

causar
Demasiadas personas causan rápidamente un caos.
باعث شدن
آدمهای زیادی به سرعت باعث آشفتگی میشوند.

saltar
La vaca ha saltado a otra.
پریدن روی
گاو به روی دیگری پریده است.
