لغت
یادگیری افعال – فرانسوی

arriver
Il est arrivé juste à temps.
رسیدن
او دقیقاً به موقع رسید.

tirer
Il tire le traîneau.
کشیدن
او سورتمه را میکشد.

profiter
Elle profite de la vie.
لذت بردن
او از زندگی لذت میبرد.

passer la nuit
Nous passons la nuit dans la voiture.
شب گذراندن
ما شب را در ماشین میگذرانیم.

terminer
Il termine son parcours de jogging chaque jour.
تکمیل کردن
او هر روز مسیر دویدنش را تکمیل میکند.

accoucher
Elle va accoucher bientôt.
زایمان کردن
او به زودی زایمان میکند.

écouter
Les enfants aiment écouter ses histoires.
گوش دادن
کودکان دوست دارند به داستانهای او گوش دهند.

nourrir
Les enfants nourrissent le cheval.
غذا دادن
بچهها به اسب غذا میدهند.

soulever
Le conteneur est soulevé par une grue.
بلند کردن
کانتینر با یک دارو بلند میشود.

ramasser
Nous devons ramasser toutes les pommes.
جمع کردن
ما باید تمام سیبها را جمع کنیم.

épeler
Les enfants apprennent à épeler.
املاء کردن
کودکان در حال یادگیری املاء هستند.
