لغت

یادگیری افعال – انگلیسی (UK)

cms/verbs-webp/35862456.webp
begin
A new life begins with marriage.
شروع شدن
با ازدواج، زندگی جدیدی شروع می‌شود.
cms/verbs-webp/89025699.webp
carry
The donkey carries a heavy load.
حمل کردن
خر از یک بار سنگین حمل می‌کند.
cms/verbs-webp/108218979.webp
must
He must get off here.
باید
او باید از اینجا پیاده شود.
cms/verbs-webp/99633900.webp
explore
Humans want to explore Mars.
کاوش کردن
انسان‌ها می‌خواهند کره مریخ را کاوش کنند.
cms/verbs-webp/120870752.webp
pull out
How is he going to pull out that big fish?
بیرون کشیدن
چگونه می‌خواهد این ماهی بزرگ را بیرون بکشد؟
cms/verbs-webp/81025050.webp
fight
The athletes fight against each other.
مبارزه کردن
ورزشکاران با یکدیگر مبارزه می‌کنند.
cms/verbs-webp/107996282.webp
refer
The teacher refers to the example on the board.
اشاره کردن
معلم به مثال روی تخته اشاره می‌کند.
cms/verbs-webp/125400489.webp
leave
Tourists leave the beach at noon.
ترک کردن
گردشگران در ظهر ساحل را ترک می‌کنند.
cms/verbs-webp/94909729.webp
wait
We still have to wait for a month.
انتظار کشیدن
ما هنوز باید یک ماه صبر کنیم.
cms/verbs-webp/80552159.webp
work
The motorcycle is broken; it no longer works.
کار کردن
موتورسیکلت خراب است؛ دیگر کار نمی‌کند.
cms/verbs-webp/101630613.webp
search
The burglar searches the house.
جستجو کردن
دزد در خانه جستجو می‌کند.
cms/verbs-webp/109657074.webp
drive away
One swan drives away another.
دور کردن
یک قو بقیه‌ی قوها را دور می‌زند.