لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
begin
A new life begins with marriage.
شروع شدن
با ازدواج، زندگی جدیدی شروع میشود.
carry
The donkey carries a heavy load.
حمل کردن
خر از یک بار سنگین حمل میکند.
must
He must get off here.
باید
او باید از اینجا پیاده شود.
explore
Humans want to explore Mars.
کاوش کردن
انسانها میخواهند کره مریخ را کاوش کنند.
pull out
How is he going to pull out that big fish?
بیرون کشیدن
چگونه میخواهد این ماهی بزرگ را بیرون بکشد؟
fight
The athletes fight against each other.
مبارزه کردن
ورزشکاران با یکدیگر مبارزه میکنند.
refer
The teacher refers to the example on the board.
اشاره کردن
معلم به مثال روی تخته اشاره میکند.
leave
Tourists leave the beach at noon.
ترک کردن
گردشگران در ظهر ساحل را ترک میکنند.
wait
We still have to wait for a month.
انتظار کشیدن
ما هنوز باید یک ماه صبر کنیم.
work
The motorcycle is broken; it no longer works.
کار کردن
موتورسیکلت خراب است؛ دیگر کار نمیکند.
search
The burglar searches the house.
جستجو کردن
دزد در خانه جستجو میکند.