لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
pursue
The cowboy pursues the horses.
تعقیب کردن
کابوی اسبها را تعقیب میکند.
show off
He likes to show off his money.
نمایش دادن
او دوست دارد پول خود را نمایش بدهد.
mix
She mixes a fruit juice.
مخلوط کردن
او یک آب میوه مخلوط میکند.
get through
The water was too high; the truck couldn’t get through.
عبور کردن
آب خیلی بالا بود؛ کامیون نتوانست عبور کند.
cut down
The worker cuts down the tree.
قطع کردن
کارگر درخت را قطع میکند.
throw out
Don’t throw anything out of the drawer!
دور انداختن
چیزی از کشو ندور!
pass by
The two pass by each other.
گذشتن
آن دو از کنار یکدیگر میگذرند.
marry
The couple has just gotten married.
ازدواج کردن
این زوج تازه ازدواج کردهاند.
stop by
The doctors stop by the patient every day.
سر زدن
پزشکها هر روز به بیمار سر میزنند.
sell
The traders are selling many goods.
فروختن
تاجران بسیار کالا میفروشند.
show
He shows his child the world.
نشان دادن
او به فرزندش جهان را نشان میدهد.