لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
find one’s way back
I can’t find my way back.
بازگشتن
من نمیتوانم راه بازگشت را پیدا کنم.
remove
How can one remove a red wine stain?
حذف کردن
چگونه میتوان لک وین زرد را حذف کرد؟
throw out
Don’t throw anything out of the drawer!
دور انداختن
چیزی از کشو ندور!
count
She counts the coins.
شمردن
او سکهها را میشمارد.
start running
The athlete is about to start running.
دویدن
ورزشکار در حال آمادهشدن برای دویدن است.
sound
Her voice sounds fantastic.
صدا دادن
صدای او فوقالعاده است.
sit
Many people are sitting in the room.
نشستن
بسیاری از مردم در اتاق نشستهاند.
jump over
The athlete must jump over the obstacle.
پریدن بر
ورزشکار باید از مانع بپرد.
burn
He burned a match.
سوزاندن
او یک کبریت را سوزانده است.
feel
He often feels alone.
احساس کردن
او اغلب احساس تنهایی میکند.
offer
What are you offering me for my fish?
پیشنهاد دادن
تو به من برای ماهیام چه پیشنهاد میدهی؟