لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (PT)

extinguir-se
Muitos animais se extinguiram hoje.
منقرض شدن
بسیاری از حیوانات امروز منقرض شدهاند.

trazer
Ele sempre traz flores para ela.
همراه آوردن
او همیشه برای او گل میآورد.

resolver
Ele tenta em vão resolver um problema.
حل کردن
او بیفایده سعی میکند مشکل را حل کند.

acionar
A fumaça acionou o alarme.
فعال کردن
دود، زنگار را فعال کرد.

avaliar
Ele avalia o desempenho da empresa.
ارزیابی کردن
او عملکرد شرکت را ارزیابی میکند.

empurrar
O carro parou e teve que ser empurrado.
هل دادن
خودرو متوقف شد و باید هل داده شود.

aguentar
Ela não aguenta o canto.
تحمل کردن
او نمیتواند آواز خوانی را تحمل کند.

controlar-se
Não posso gastar muito dinheiro; preciso me controlar.
خودداری کردن
نمیتوانم پول زیادی خرج کنم؛ باید خودداری کنم.

cortar
As formas precisam ser recortadas.
برش زدن
باید شکلها را برش بزنید.

derrubar
O touro derrubou o homem.
پرت کردن
گاو مرد را پرت کرده است.

contar
Tenho algo importante para te contar.
گفتن
من چیز مهمی دارم که به تو بگویم.
