لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
turn around
You have to turn the car around here.
برگشتن
شما باید اینجا ماشین را بپیچانید.
pick up
She picks something up from the ground.
برداشتن
او چیزی را از روی زمین میبرد.
ask
He asked for directions.
پرسیدن
او راه را پرسید.
improve
She wants to improve her figure.
بهبود بخشیدن
او میخواهد به فیگور خود بهبود ببخشد.
pull out
The plug is pulled out!
بیرون کشیدن
پریز بیرون کشیده شده!
call up
The teacher calls up the student.
فراخواندن
معلم دانشآموز را فرا میخواند.
represent
Lawyers represent their clients in court.
نمایندگی کردن
وکلاء موکلان خود را در دادگاه نمایندگی میکنند.
repeat a year
The student has repeated a year.
سال تکراری گرفتن
دانشآموز یک سال تکراری گرفته است.
jump over
The athlete must jump over the obstacle.
پریدن بر
ورزشکار باید از مانع بپرد.
exist
Dinosaurs no longer exist today.
وجود داشتن
دایناسورها دیگر امروز وجود ندارند.
forget
She’s forgotten his name now.
فراموش کردن
او حالا نام او را فراموش کرده است.