لغت

یادگیری افعال – انگلیسی (UK)

cms/verbs-webp/100585293.webp
turn around
You have to turn the car around here.
برگشتن
شما باید اینجا ماشین را بپیچانید.
cms/verbs-webp/43577069.webp
pick up
She picks something up from the ground.
برداشتن
او چیزی را از روی زمین می‌برد.
cms/verbs-webp/118227129.webp
ask
He asked for directions.
پرسیدن
او راه را پرسید.
cms/verbs-webp/124575915.webp
improve
She wants to improve her figure.
بهبود بخشیدن
او می‌خواهد به فیگور خود بهبود ببخشد.
cms/verbs-webp/20792199.webp
pull out
The plug is pulled out!
بیرون کشیدن
پریز بیرون کشیده شده!
cms/verbs-webp/34397221.webp
call up
The teacher calls up the student.
فراخواندن
معلم دانش‌آموز را فرا می‌خواند.
cms/verbs-webp/68779174.webp
represent
Lawyers represent their clients in court.
نمایندگی کردن
وکلاء موکلان خود را در دادگاه نمایندگی می‌کنند.
cms/verbs-webp/57481685.webp
repeat a year
The student has repeated a year.
سال تکراری گرفتن
دانش‌آموز یک سال تکراری گرفته است.
cms/verbs-webp/85010406.webp
jump over
The athlete must jump over the obstacle.
پریدن بر
ورزشکار باید از مانع بپرد.
cms/verbs-webp/38296612.webp
exist
Dinosaurs no longer exist today.
وجود داشتن
دایناسورها دیگر امروز وجود ندارند.
cms/verbs-webp/108118259.webp
forget
She’s forgotten his name now.
فراموش کردن
او حالا نام او را فراموش کرده است.
cms/verbs-webp/124123076.webp
agree
They agreed to make the deal.
توافق کردن
آنها توافق کردند تا قرارداد را امضاء کنند.