لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
repair
He wanted to repair the cable.
تعمیر کردن
او میخواست کابل را تعمیر کند.
cut up
For the salad, you have to cut up the cucumber.
قطعه قطعه کردن
برای سالاد، باید خیار را قطعه قطعه کنید.
pick out
She picks out a new pair of sunglasses.
انتخاب کردن
او یک عینک آفتابی جدید انتخاب میکند.
give
The child is giving us a funny lesson.
دادن
کودک به ما یک درس خندهدار میدهد.
open
Can you please open this can for me?
باز کردن
میتوانی لطفاً این قوطی را برای من باز کنی؟
set
You have to set the clock.
تنظیم کردن
شما باید ساعت را تنظیم کنید.
accept
I can’t change that, I have to accept it.
قبول کردن
نمیتوانم آن را تغییر دهم، باید آن را قبول کنم.
study
There are many women studying at my university.
مطالعه کردن
زنان زیادی در دانشگاه من مطالعه میکنند.
complete
He completes his jogging route every day.
تکمیل کردن
او هر روز مسیر دویدنش را تکمیل میکند.
guarantee
Insurance guarantees protection in case of accidents.
ضمانت کردن
بیمه در موارد تصادف محافظت را ضمانت میکند.
mix
She mixes a fruit juice.
مخلوط کردن
او یک آب میوه مخلوط میکند.