لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
change
A lot has changed due to climate change.
تغییر کردن
به خاطر تغییرات اقلیمی، بسیار چیزها تغییر کرده است.
demand
He is demanding compensation.
خواستن
او خسارت میخواهد.
go around
You have to go around this tree.
دور زدن
شما باید از این درخت دور بزنید.
die
Many people die in movies.
مردن
بسیاری از مردم در فیلمها میمیرند.
ease
A vacation makes life easier.
آسان کردن
تعطیلات زندگی را آسانتر میکند.
call on
My teacher often calls on me.
صدا کردن
معلم من اغلب به من صدا میزند.
decide
She can’t decide which shoes to wear.
تصمیم گرفتن
او نمیتواند تصمیم بگیرد که کدام کفش را بپوشد.
limit
During a diet, you have to limit your food intake.
محدود کردن
در یک رژیم غذایی، باید میزان غذای خود را محدود کنید.
pick up
The child is picked up from kindergarten.
جمع کردن
کودک از مهدکودک جمع میشود.
exercise restraint
I can’t spend too much money; I have to exercise restraint.
خودداری کردن
نمیتوانم پول زیادی خرج کنم؛ باید خودداری کنم.
spread out
He spreads his arms wide.
پخش کردن
او بازوهایش را به گستره میپاشد.