لغت
یادگیری افعال – نروژی

øve
Kvinnen øver på yoga.
تمرین کردن
زن یوگا تمرین میکند.

lytte til
Barna liker å lytte til hennes historier.
گوش دادن
کودکان دوست دارند به داستانهای او گوش دهند.

mistenke
Han mistenker at det er kjæresten hans.
مظنون شدن
او مظنون است که دوست دختر او است.

klippe ut
Formene må klippes ut.
برش زدن
باید شکلها را برش بزنید.

lytte
Han lytter til henne.
گوش دادن
او به او گوش میدهد.

unngå
Han må unngå nøtter.
جلوگیری کردن
او باید از خوردن گردو جلوگیری کند.

rope
Hvis du vil bli hørt, må du rope budskapet ditt høyt.
فریاد زدن
اگر میخواهید شنیده شوید، باید پیام خود را به طور بلند فریاد بزنید.

blande
Maleren blander fargene.
مخلوط کردن
نقاش رنگها را مخلوط میکند.

håpe
Mange håper på en bedre fremtid i Europa.
امیدوار بودن
بسیاری امیدوارند که در اروپا آینده بهتری داشته باشند.

bestille
Hun bestiller frokost til seg selv.
سفارش دادن
او برای خودش صبحانه سفارش داد.

henge opp
Om vinteren henger de opp et fuglehus.
آویختن
در زمستان، آنها یک خانه پرنده را میآویزند.
