لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (PT)

conduzir
Os cowboys conduzem o gado com cavalos.
راندن
گلهداران با اسبها گاوها را میرانند.

jogar
Ele joga a bola na cesta.
پرتاب کردن
او توپ را به سبد پرت میکند.

falar
Ele fala para seu público.
صحبت کردن
او با مخاطبان خود صحبت میکند.

morrer
Muitas pessoas morrem em filmes.
مردن
بسیاری از مردم در فیلمها میمیرند.

afastar
Um cisne afasta o outro.
دور کردن
یک قو بقیهی قوها را دور میزند.

agradecer
Ele agradeceu com flores.
تشکر کردن
او با گل از او تشکر کرد.

economizar
Você pode economizar dinheiro no aquecimento.
ذخیره کردن
شما میتوانید در هزینه گرمایش پول ذخیره کنید.

trazer
Ele sempre traz flores para ela.
همراه آوردن
او همیشه برای او گل میآورد.

passar por
Os dois passam um pelo outro.
گذشتن
آن دو از کنار یکدیگر میگذرند.

jogar fora
Ele pisa em uma casca de banana jogada fora.
دور انداختن
او روی پوست موزی که دور انداخته شده است قدم میزند.

pintar
Eu pintei um lindo quadro para você!
نقاشی کردن
من برای تو یک تابلوی زیبا نقاشی کردهام!
