لغت

یادگیری افعال – پرتغالی (PT)

cms/verbs-webp/67035590.webp
pular
Ele pulou na água.
پریدن
او به آب پرید.
cms/verbs-webp/71260439.webp
escrever para
Ele escreveu para mim na semana passada.
نوشتن به
او هفته پیش به من نوشت.
cms/verbs-webp/65915168.webp
farfalhar
As folhas farfalham sob meus pés.
خش خش کردن
برگ‌ها زیر پاهای من خش خش می‌کنند.
cms/verbs-webp/99592722.webp
formar
Nós formamos uma boa equipe juntos.
تشکیل دادن
ما با هم یک تیم خوب تشکیل می‌دهیم.
cms/verbs-webp/72855015.webp
receber
Ela recebeu um presente muito bonito.
دریافت کردن
او هدیه بسیار خوبی دریافت کرد.
cms/verbs-webp/34979195.webp
juntar-se
É bom quando duas pessoas se juntam.
با هم آمدن
زیباست وقتی دو نفر با هم می‌آیند.
cms/verbs-webp/85623875.webp
estudar
Há muitas mulheres estudando na minha universidade.
مطالعه کردن
زنان زیادی در دانشگاه من مطالعه می‌کنند.
cms/verbs-webp/90309445.webp
acontecer
O funeral aconteceu anteontem.
انجام شدن
مراسم تدفین روز پیش از دیروز انجام شد.
cms/verbs-webp/91930542.webp
parar
A policial para o carro.
توقف کردن
پلیس‌زن ماشین را متوقف می‌کند.
cms/verbs-webp/36406957.webp
ficar preso
A roda ficou presa na lama.
گیر افتادن
چرخ در گل گیر کرد.
cms/verbs-webp/68761504.webp
examinar
O dentista examina a dentição do paciente.
بررسی کردن
دندانپزشک دندان‌های بیمار را بررسی می‌کند.
cms/verbs-webp/100634207.webp
explicar
Ela explica a ele como o dispositivo funciona.
توضیح دادن
او به او توضیح می‌دهد چگونه دستگاه کار می‌کند.