لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (PT)

pular
Ele pulou na água.
پریدن
او به آب پرید.

escrever para
Ele escreveu para mim na semana passada.
نوشتن به
او هفته پیش به من نوشت.

farfalhar
As folhas farfalham sob meus pés.
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.

formar
Nós formamos uma boa equipe juntos.
تشکیل دادن
ما با هم یک تیم خوب تشکیل میدهیم.

receber
Ela recebeu um presente muito bonito.
دریافت کردن
او هدیه بسیار خوبی دریافت کرد.

juntar-se
É bom quando duas pessoas se juntam.
با هم آمدن
زیباست وقتی دو نفر با هم میآیند.

estudar
Há muitas mulheres estudando na minha universidade.
مطالعه کردن
زنان زیادی در دانشگاه من مطالعه میکنند.

acontecer
O funeral aconteceu anteontem.
انجام شدن
مراسم تدفین روز پیش از دیروز انجام شد.

parar
A policial para o carro.
توقف کردن
پلیسزن ماشین را متوقف میکند.

ficar preso
A roda ficou presa na lama.
گیر افتادن
چرخ در گل گیر کرد.

examinar
O dentista examina a dentição do paciente.
بررسی کردن
دندانپزشک دندانهای بیمار را بررسی میکند.
