لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (BR)

simplificar
Você tem que simplificar coisas complicadas para crianças.
ساده کردن
شما باید چیزهای پیچیده را برای کودکان ساده کنید.

prestar atenção
Deve-se prestar atenção nas placas de tráfego.
توجه کردن
باید به علایم راهنمایی ترافیک توجه کرد.

depender
Ele é cego e depende de ajuda externa.
وابسته بودن
او نابینا است و به کمک بیرونی وابسته است.

anotar
Ela quer anotar sua ideia de negócio.
یادداشت کردن
او میخواهد ایده تجاری خود را یادداشت کند.

ficar preso
A roda ficou presa na lama.
گیر افتادن
چرخ در گل گیر کرد.

continuar
A caravana continua sua jornada.
ادامه دادن
کاروان سفر خود را ادامه میدهد.

confirmar
Ela pôde confirmar a boa notícia ao marido.
تأیید کردن
او توانست خبر خوب را به شوهرش تأیید کند.

fumar
Ele fuma um cachimbo.
سیگار کشیدن
او یک پیپ سیگار میکشد.

chamar
Minha professora frequentemente me chama.
صدا کردن
معلم من اغلب به من صدا میزند.

queimar
A carne não deve queimar na grelha.
سوختن
گوشت نباید روی منقل بسوزد.

construir
As crianças estão construindo uma torre alta.
ساختن
بچهها یک برج بلند میسازند.
