لغت

یادگیری افعال – انگلیسی (UK)

cms/verbs-webp/27076371.webp
belong
My wife belongs to me.
تعلق داشتن
همسر من متعلق به من است.
cms/verbs-webp/119188213.webp
vote
The voters are voting on their future today.
رای دادن
رای‌دهندگان امروز راجع به آینده‌شان رای می‌دهند.
cms/verbs-webp/110775013.webp
write down
She wants to write down her business idea.
یادداشت کردن
او می‌خواهد ایده تجاری خود را یادداشت کند.
cms/verbs-webp/112444566.webp
talk to
Someone should talk to him; he’s so lonely.
با کسی حرف زدن
کسی باید با او حرف بزند؛ او خیلی تنها است.
cms/verbs-webp/63868016.webp
return
The dog returns the toy.
برگشتن
سگ اسباب‌بازی را برمی‌گرداند.
cms/verbs-webp/91147324.webp
reward
He was rewarded with a medal.
پاداش دادن
او با یک مدال پاداش داده شد.
cms/verbs-webp/93221279.webp
burn
A fire is burning in the fireplace.
سوزاندن
یک آتش در شومینه می‌سوزد.
cms/verbs-webp/130814457.webp
add
She adds some milk to the coffee.
اضافه کردن
او بعضی شیر به قهوه اضافه می‌کند.
cms/verbs-webp/85681538.webp
give up
That’s enough, we’re giving up!
ترک کردن
کافی است، ما داریم ترک می‌کنیم!
cms/verbs-webp/91442777.webp
step on
I can’t step on the ground with this foot.
روی ... قدم زدن
من نمی‌توانم با این پا روی زمین قدم بزنم.
cms/verbs-webp/115520617.webp
run over
A cyclist was run over by a car.
رانده شدن
یک دوچرخه‌سوار توسط یک ماشین رانده شد.
cms/verbs-webp/115267617.webp
dare
They dared to jump out of the airplane.
جرات کردن
آن‌ها جرات پریدن از هواپیما را داشتند.