لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
belong
My wife belongs to me.
تعلق داشتن
همسر من متعلق به من است.
vote
The voters are voting on their future today.
رای دادن
رایدهندگان امروز راجع به آیندهشان رای میدهند.
write down
She wants to write down her business idea.
یادداشت کردن
او میخواهد ایده تجاری خود را یادداشت کند.
talk to
Someone should talk to him; he’s so lonely.
با کسی حرف زدن
کسی باید با او حرف بزند؛ او خیلی تنها است.
return
The dog returns the toy.
برگشتن
سگ اسباببازی را برمیگرداند.
reward
He was rewarded with a medal.
پاداش دادن
او با یک مدال پاداش داده شد.
burn
A fire is burning in the fireplace.
سوزاندن
یک آتش در شومینه میسوزد.
add
She adds some milk to the coffee.
اضافه کردن
او بعضی شیر به قهوه اضافه میکند.
give up
That’s enough, we’re giving up!
ترک کردن
کافی است، ما داریم ترک میکنیم!
step on
I can’t step on the ground with this foot.
روی ... قدم زدن
من نمیتوانم با این پا روی زمین قدم بزنم.
run over
A cyclist was run over by a car.
رانده شدن
یک دوچرخهسوار توسط یک ماشین رانده شد.