لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
decide
She can’t decide which shoes to wear.
تصمیم گرفتن
او نمیتواند تصمیم بگیرد که کدام کفش را بپوشد.
cause
Too many people quickly cause chaos.
باعث شدن
آدمهای زیادی به سرعت باعث آشفتگی میشوند.
paint
I’ve painted a beautiful picture for you!
نقاشی کردن
من برای تو یک تابلوی زیبا نقاشی کردهام!
enter
The ship is entering the harbor.
وارد شدن
کشتی در حال ورود به بندر است.
move out
The neighbor is moving out.
خارج شدن
همسایه خارج میشود.
get through
The water was too high; the truck couldn’t get through.
عبور کردن
آب خیلی بالا بود؛ کامیون نتوانست عبور کند.
run over
Unfortunately, many animals are still run over by cars.
رانده شدن
متاسفانه هنوز بسیاری از حیوانات توسط ماشینها رانده میشوند.
happen to
Did something happen to him in the work accident?
اتفاق افتادن
آیا در تصادف کاری به او افتاده است؟
go back
He can’t go back alone.
برگشتن
او نمیتواند به تنهایی برگردد.
bring along
He always brings her flowers.
همراه آوردن
او همیشه برای او گل میآورد.
demand
He is demanding compensation.
خواستن
او خسارت میخواهد.