لغت

یادگیری افعال – انگلیسی (UK)

cms/verbs-webp/113418367.webp
decide
She can’t decide which shoes to wear.
تصمیم گرفتن
او نمی‌تواند تصمیم بگیرد که کدام کفش را بپوشد.
cms/verbs-webp/74908730.webp
cause
Too many people quickly cause chaos.
باعث شدن
آدم‌های زیادی به سرعت باعث آشفتگی می‌شوند.
cms/verbs-webp/121112097.webp
paint
I’ve painted a beautiful picture for you!
نقاشی کردن
من برای تو یک تابلوی زیبا نقاشی کرده‌ام!
cms/verbs-webp/4553290.webp
enter
The ship is entering the harbor.
وارد شدن
کشتی در حال ورود به بندر است.
cms/verbs-webp/5135607.webp
move out
The neighbor is moving out.
خارج شدن
همسایه خارج می‌شود.
cms/verbs-webp/90292577.webp
get through
The water was too high; the truck couldn’t get through.
عبور کردن
آب خیلی بالا بود؛ کامیون نتوانست عبور کند.
cms/verbs-webp/86196611.webp
run over
Unfortunately, many animals are still run over by cars.
رانده شدن
متاسفانه هنوز بسیاری از حیوانات توسط ماشین‌ها رانده می‌شوند.
cms/verbs-webp/123380041.webp
happen to
Did something happen to him in the work accident?
اتفاق افتادن
آیا در تصادف کاری به او افتاده است؟
cms/verbs-webp/111750395.webp
go back
He can’t go back alone.
برگشتن
او نمی‌تواند به تنهایی برگردد.
cms/verbs-webp/113811077.webp
bring along
He always brings her flowers.
همراه آوردن
او همیشه برای او گل می‌آورد.
cms/verbs-webp/58292283.webp
demand
He is demanding compensation.
خواستن
او خسارت می‌خواهد.
cms/verbs-webp/115172580.webp
prove
He wants to prove a mathematical formula.
اثبات کردن
او می‌خواهد یک فرمول ریاضی را اثبات کند.