لغت
یادگیری افعال – عربی

أرسل
أنا أرسل لك رسالة.
‘arsil
‘ana ‘ursil lak risalatan.
فرستادن
من به شما یک نامه میفرستم.

استمع لـ
الأطفال يحبون الاستماع إلى قصصها.
aistamae la
al‘atfal yuhibuwn aliaistimae ‘iilaa qisasiha.
گوش دادن
کودکان دوست دارند به داستانهای او گوش دهند.

أطلق
أطلق الدخان الإنذار.
‘utliq
‘atlaq aldukhan al‘iindhari.
فعال کردن
دود، زنگار را فعال کرد.

درس
الفتيات يحببن الدراسة معًا.
dars
alfatayat yuhbibn aldirasat mean.
مطالعه کردن
دخترها دوست دارند با هم مطالعه کنند.

حل
يحاول عبثًا حل مشكلة.
hala
yuhawil ebthan hala mushkilati.
حل کردن
او بیفایده سعی میکند مشکل را حل کند.

أكدت
هي أكدت الأخبار الجيدة لزوجها.
‘akadat
hi ‘akadat al‘akhbar aljayidat lizawjiha.
تأیید کردن
او توانست خبر خوب را به شوهرش تأیید کند.

استقال
استقال من وظيفته.
astaqal
astaqal min wazifatihi.
ترک کردن
او شغل خود را ترک کرد.

عرف
الأطفال فضوليون جدًا ويعرفون الكثير بالفعل.
euraf
al‘atfal fuduliuwn jdan wayaerifun alkathir bialfieli.
دانستن
بچهها خیلی کنجکاو هستند و الان زیاد میدانند.

عرض
تعرض أحدث الموضة.
eard
taerad ‘ahdath almudati.
نشان دادن
او آخرین مد را نشان میدهد.

يقود
الرعاة يقودون الماشية بالخيول.
yaqud
alrueat yaqudun almashiat bialkhuyuli.
راندن
گلهداران با اسبها گاوها را میرانند.

ترك
تركت لي قطعة من البيتزا.
tark
tarakt li qiteatan min albitza.
گذاشتن
او برای من یک قاچ نان پیتزا گذاشت.
