لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)

hear
I can’t hear you!
شنیدن
من نمیتوانم شما را بشنوم!

expect
My sister is expecting a child.
انتظار داشتن
خواهرم منتظر فرزند است.

look like
What do you look like?
شبیه بودن
تو شبیه چه چیزی هستی؟

use
Even small children use tablets.
استفاده کردن
حتی کودکان کوچک هم از تبلت استفاده میکنند.

build up
They have built up a lot together.
ایجاد کردن
آنها با هم زیاد چیزی ایجاد کردهاند.

need
I’m thirsty, I need water!
نیاز داشتن
من تشنهام، نیاز به آب دارم!

let in front
Nobody wants to let him go ahead at the supermarket checkout.
رها کردن
هیچ کس نمیخواهد او را در مقابل صف اسوپرمارکت رها کند.

understand
I can’t understand you!
فهمیدن
من نمیتوانم شما را بفهمم!

pick out
She picks out a new pair of sunglasses.
انتخاب کردن
او یک عینک آفتابی جدید انتخاب میکند.

bring together
The language course brings students from all over the world together.
جمع کردن
دوره زبان دانشجویان را از سراسر دنیا جمع میکند.

return
The boomerang returned.
برگشتن
بومرانگ برگشت.
