لغت
یادگیری افعال – دانمارکی

bringe op
Hvor mange gange skal jeg bringe dette argument op?
مطرح کردن
چند بار باید این استدلال را مطرح کنم؟

rejse sig
Hun kan ikke længere rejse sig selv.
ایستادن
او دیگر نمیتواند به تنهایی بایستد.

ske
Mærkelige ting sker i drømme.
اتفاق افتادن
در خواب چیزهای عجیبی اتفاق میافتد.

sparke
I kampsport skal man kunne sparke godt.
لگد زدن
در هنرهای رزمی، باید بتوانید خوب لگد بزنید.

ledsage
Min kæreste kan godt lide at ledsage mig, når jeg handler.
همراهی کردن
دوست دخترم دوست دارد همراه من به خرید بیاید.

elske
Hun elsker sin kat rigtig meget.
دوست داشتن
او گربهاش را خیلی دوست دارد.

bo
Vi boede i et telt på ferie.
زندگی کردن
ما در تعطیلات در یک چادر زندگی کردیم.

blive fjernet
Mange stillinger vil snart blive fjernet i denne virksomhed.
حذف شدن
بسیاری از مواقع به زودی در این شرکت حذف خواهند شد.

mistænke
Han mistænker, at det er hans kæreste.
مظنون شدن
او مظنون است که دوست دختر او است.

behøve
Du behøver en donkraft for at skifte et dæk.
نیاز داشتن
تو برای تغییر تایر به یک وینچ نیاز داری.

samle op
Vi skal samle alle æblerne op.
جمع کردن
ما باید تمام سیبها را جمع کنیم.
