لغت
یادگیری افعال – دانمارکی

iværksætte
De vil iværksætte deres skilsmisse.
شروع کردن
آنها طلاق خود را شروع خواهند کرد.

berige
Krydderier beriger vores mad.
غنی کردن
ادویهها غذای ما را غنی میکنند.

ankomme
Mange mennesker ankommer med autocamper på ferie.
رسیدن
بسیاری از مردم در تعطیلات با ون رسیدهاند.

udføre
Han udfører reparationen.
انجام دادن
او تعمیرات را انجام میدهد.

modtage
Hun modtog en meget flot gave.
دریافت کردن
او هدیه بسیار خوبی دریافت کرد.

teste
Bilen testes i værkstedet.
آزمایش کردن
ماشین در کارگاه آزمایش میشود.

beslutte
Hun kan ikke beslutte, hvilke sko hun skal have på.
تصمیم گرفتن
او نمیتواند تصمیم بگیرد که کدام کفش را بپوشد.

begrænse
Jeg kan ikke bruge for mange penge; jeg skal begrænse mig.
خودداری کردن
نمیتوانم پول زیادی خرج کنم؛ باید خودداری کنم.

gentage
Kan du gentage det?
تکرار کردن
آیا میتوانید آن را تکرار کنید؟

starte
Vandrerne startede tidligt om morgenen.
شروع کردن
کوهنوردان در اوایل صبح شروع کردند.

bygge
Hvornår blev Den Kinesiske Mur bygget?
ساخته شدن
دیوار چین کی ساخته شده است؟
