لغت
یادگیری افعال – لهستانی
czuć
On często czuje się samotny.
احساس کردن
او اغلب احساس تنهایی میکند.
podążać
Mój pies podąża za mną, kiedy biegam.
دنبال کردن
سگ من هنگام دویدن من را دنبال میکند.
aktualizować
Dzisiaj musisz ciągle aktualizować swoją wiedzę.
بهروز کردن
امروزه باید دانش خود را بهطور مداوم بهروز کنید.
wracać do domu
On wraca do domu po pracy.
به خانه رفتن
او بعد از کار به خانه میرود.
wrócić
Bumerang wrócił.
برگشتن
بومرانگ برگشت.
promować
Musimy promować alternatywy dla ruchu samochodowego.
تبلیغ کردن
ما باید گزینههای جایگزین برای ترافیک خودرو تبلیغ کنیم.
zabierać
Śmieciarka zabiera nasze śmieci.
دور انداختن
کامیون زباله آشغال ما را دور میاندازد.
biegać
Sportowiec biega.
دویدن
ورزشکار دو میزند.
opisywać
Jak można opisać kolory?
توصیف کردن
چطور میتوان رنگها را توصیف کرد؟
zmieniać
Mechanik samochodowy zmienia opony.
تغییر دادن
مکانیکی تایرها را تغییر میدهد.
wierzyć
Wielu ludzi wierzy w Boga.
باور کردن
بسیاری از مردم به خدا باور دارند.