لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)

press
He presses the button.
فشار دادن
او دکمه را فشار میدهد.

drive away
One swan drives away another.
دور کردن
یک قو بقیهی قوها را دور میزند.

order
She orders breakfast for herself.
سفارش دادن
او برای خودش صبحانه سفارش داد.

walk
This path must not be walked.
قدم زدن
نباید از این مسیر قدم زد.

drive away
She drives away in her car.
دور کردن
او با اتومبیلش دور میزند.

ride
Kids like to ride bikes or scooters.
سوار شدن
بچهها دوست دارند روی دوچرخه یا اسکوتر سوار شوند.

trigger
The smoke triggered the alarm.
فعال کردن
دود، زنگار را فعال کرد.

want to leave
She wants to leave her hotel.
خواستن ترک کردن
او میخواهد هتل خود را ترک کند.

follow
The chicks always follow their mother.
دنبال کردن
جوجهها همیشه مادرشان را دنبال میکنند.

send
I sent you a message.
فرستادن
من به شما یک پیام فرستادم.

jump
He jumped into the water.
پریدن
او به آب پرید.
