لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)

help
Everyone helps set up the tent.
کمک کردن
همه به نصب چادر کمک میکنند.

solve
The detective solves the case.
حل کردن
کارآگاه پرونده را حل کرده است.

keep
I keep my money in my nightstand.
نگه داشتن
من پولم را در میز کنار تخت نگه میدارم.

have at disposal
Children only have pocket money at their disposal.
در اختیار داشتن
کودکان فقط پول جیبی را در اختیار دارند.

become
They have become a good team.
شدن
آنها تیم خوبی شدهاند.

paint
He is painting the wall white.
نقاشی کردن
او دیوار را سفید نقاشی میکند.

forget
She doesn’t want to forget the past.
فراموش کردن
او نمیخواهد گذشته را فراموش کند.

lie opposite
There is the castle - it lies right opposite!
دراز کشیدن
قلعه در آنجا است - دقیقاً مقابل است!

quit
He quit his job.
ترک کردن
او شغل خود را ترک کرد.

give way
Many old houses have to give way for the new ones.
جای دادن
بسیاری از خانههای قدیمی باید به خانههای جدید جای بدهند.

return
The teacher returns the essays to the students.
برگشتن
معلم مقالات را به دانشآموزان برمیگرداند.
