لغت

یادگیری افعال – انگلیسی (US)

cms/verbs-webp/115847180.webp
help
Everyone helps set up the tent.
کمک کردن
همه به نصب چادر کمک می‌کنند.
cms/verbs-webp/90893761.webp
solve
The detective solves the case.
حل کردن
کارآگاه پرونده را حل کرده است.
cms/verbs-webp/78063066.webp
keep
I keep my money in my nightstand.
نگه داشتن
من پولم را در میز کنار تخت نگه می‌دارم.
cms/verbs-webp/19584241.webp
have at disposal
Children only have pocket money at their disposal.
در اختیار داشتن
کودکان فقط پول جیبی را در اختیار دارند.
cms/verbs-webp/94555716.webp
become
They have become a good team.
شدن
آنها تیم خوبی شده‌اند.
cms/verbs-webp/96571673.webp
paint
He is painting the wall white.
نقاشی کردن
او دیوار را سفید نقاشی می‌کند.
cms/verbs-webp/102631405.webp
forget
She doesn’t want to forget the past.
فراموش کردن
او نمی‌خواهد گذشته را فراموش کند.
cms/verbs-webp/119501073.webp
lie opposite
There is the castle - it lies right opposite!
دراز کشیدن
قلعه در آنجا است - دقیقاً مقابل است!
cms/verbs-webp/44127338.webp
quit
He quit his job.
ترک کردن
او شغل خود را ترک کرد.
cms/verbs-webp/61575526.webp
give way
Many old houses have to give way for the new ones.
جای دادن
بسیاری از خانه‌های قدیمی باید به خانه‌های جدید جای بدهند.
cms/verbs-webp/44159270.webp
return
The teacher returns the essays to the students.
برگشتن
معلم مقالات را به دانش‌آموزان برمی‌گرداند.
cms/verbs-webp/88615590.webp
describe
How can one describe colors?
توصیف کردن
چطور می‌توان رنگ‌ها را توصیف کرد؟