لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
demand
My grandchild demands a lot from me.
خواستن
نوعه من از من زیاد میخواهد.
report
She reports the scandal to her friend.
گزارش دادن
او اسکندال را به دوستش گزارش داد.
come first
Health always comes first!
اول آمدن
سلامتی همیشه اول است!
develop
They are developing a new strategy.
توسعه دادن
آنها یک استراتژی جدید را توسعه میدهند.
kill
The snake killed the mouse.
کُشتن
مار موش را کُشت.
push
The car stopped and had to be pushed.
هل دادن
خودرو متوقف شد و باید هل داده شود.
exhibit
Modern art is exhibited here.
نمایش دادن
هنر مدرن اینجا نمایش داده میشود.
offer
What are you offering me for my fish?
پیشنهاد دادن
تو به من برای ماهیام چه پیشنهاد میدهی؟
suspect
He suspects that it’s his girlfriend.
مظنون شدن
او مظنون است که دوست دختر او است.
mix
Various ingredients need to be mixed.
مخلوط کردن
چندین مواد خوراکی نیاز دارند تا مخلوط شوند.
throw off
The bull has thrown off the man.
پرت کردن
گاو مرد را پرت کرده است.