لغت
آموزش قیدها – دانمارکی
næsten
Jeg ramte næsten!
تقریباً
من تقریباً ضربه زدم!
for meget
Han har altid arbejdet for meget.
خیلی زیاد
او همیشه خیلی زیاد کار کرده است.
også
Hunden må også sidde ved bordet.
همچنین
سگ هم میتواند کنار میز بنشیند.
i morgen
Ingen ved, hvad der vil ske i morgen.
فردا
هیچکس نمیداند فردا چه خواهد شد.
alle
Her kan du se alle verdens flag.
همه
در اینجا میتوانید همه پرچمهای جهان را ببینید.
allerede
Huset er allerede solgt.
پیشاز این
خانه پیشاز این فروخته شده است.
kun
Der sidder kun en mand på bænken.
فقط
فقط یک مرد روی نیمکت نشسته است.
nu
Skal jeg ringe til ham nu?
حالا
آیا حالا باید به او زنگ بزنم؟
sammen
De to kan godt lide at lege sammen.
باهم
این دو دوست دارند باهم بازی کنند.
mere
Ældre børn får mere lommepenge.
بیشتر
کودکان بزرگتر پول جیب بیشتری دریافت میکنند.
ned
De kigger ned på mig.
پایین
آنها به من پایین نگاه میکنند.