لغت
یادگیری افعال – فرانسوی

écouter
Il aime écouter le ventre de sa femme enceinte.
گوش دادن
او دوست دارد به شکم همسر حاملهاش گوش دهد.

appeler
La fille appelle son amie.
زنگ زدن
دختر دارد به دوستش زنگ میزند.

supporter
Elle ne supporte pas le chant.
تحمل کردن
او نمیتواند آواز خوانی را تحمل کند.

se fiancer
Ils se sont secrètement fiancés!
نامزد شدن
آنها به طور مخفی نامزد شدهاند!

réveiller
Il vient de se réveiller.
بیدار شدن
او تازه بیدار شده است.

présenter
Il présente sa nouvelle petite amie à ses parents.
معرفی کردن
او دوست دختر جدیدش را به والدینش معرفی میکند.

aimer
L’enfant aime le nouveau jouet.
دوست داشتن
کودک اسباببازی جدید را دوست دارد.

répéter
Pouvez-vous répéter, s’il vous plaît?
تکرار کردن
آیا میتوانید آن را تکرار کنید؟

déménager
Mon neveu déménage.
حرکت کردن
برادرزادهام حرکت میکند.

développer
Ils développent une nouvelle stratégie.
توسعه دادن
آنها یک استراتژی جدید را توسعه میدهند.

reprendre
L’appareil est défectueux ; le revendeur doit le reprendre.
پس گرفتن
دستگاه نقص دارد؛ فروشنده باید آن را پس بگیرد.
