لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
paint
He is painting the wall white.
نقاشی کردن
او دیوار را سفید نقاشی میکند.
prepare
She is preparing a cake.
آماده کردن
او یک کیک آماده میکند.
stop by
The doctors stop by the patient every day.
سر زدن
پزشکها هر روز به بیمار سر میزنند.
kick
Be careful, the horse can kick!
لگد زدن
مراقب باشید، اسب میتواند لگد بزند!
leave
Tourists leave the beach at noon.
ترک کردن
گردشگران در ظهر ساحل را ترک میکنند.
save
The doctors were able to save his life.
نجات دادن
پزشکان موفق شدند زندگی او را نجات دهند.
park
The bicycles are parked in front of the house.
پارک کردن
دوچرخهها در مقابل خانه پارک شدهاند.
monitor
Everything is monitored here by cameras.
نظارت کردن
همه چیز در اینجا توسط دوربینها نظارت میشود.
let
She lets her kite fly.
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.
find one’s way
I can find my way well in a labyrinth.
راه یافتن
من میتوانم خوب در یک هزارتو مسیر بیابم.
lie
He often lies when he wants to sell something.
دروغ گفتن
وقتی میخواهد چیزی بفروشد، اغلب دروغ میگوید.