لغت

یادگیری افعال – انگلیسی (US)

cms/verbs-webp/96571673.webp
paint
He is painting the wall white.
نقاشی کردن
او دیوار را سفید نقاشی می‌کند.
cms/verbs-webp/115628089.webp
prepare
She is preparing a cake.
آماده کردن
او یک کیک آماده می‌کند.
cms/verbs-webp/123648488.webp
stop by
The doctors stop by the patient every day.
سر زدن
پزشک‌ها هر روز به بیمار سر می‌زنند.
cms/verbs-webp/102304863.webp
kick
Be careful, the horse can kick!
لگد زدن
مراقب باشید، اسب می‌تواند لگد بزند!
cms/verbs-webp/125400489.webp
leave
Tourists leave the beach at noon.
ترک کردن
گردشگران در ظهر ساحل را ترک می‌کنند.
cms/verbs-webp/123953850.webp
save
The doctors were able to save his life.
نجات دادن
پزشکان موفق شدند زندگی او را نجات دهند.
cms/verbs-webp/92612369.webp
park
The bicycles are parked in front of the house.
پارک کردن
دوچرخه‌ها در مقابل خانه پارک شده‌اند.
cms/verbs-webp/123947269.webp
monitor
Everything is monitored here by cameras.
نظارت کردن
همه چیز در اینجا توسط دوربین‌ها نظارت می‌شود.
cms/verbs-webp/44782285.webp
let
She lets her kite fly.
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز می‌دهد.
cms/verbs-webp/51119750.webp
find one’s way
I can find my way well in a labyrinth.
راه یافتن
من می‌توانم خوب در یک هزارتو مسیر بیابم.
cms/verbs-webp/114231240.webp
lie
He often lies when he wants to sell something.
دروغ گفتن
وقتی می‌خواهد چیزی بفروشد، اغلب دروغ می‌گوید.
cms/verbs-webp/120624757.webp
walk
He likes to walk in the forest.
قدم زدن
او دوست دارد در جنگل قدم بزند.