لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (PT)

esperar ansiosamente
As crianças sempre esperam ansiosamente pela neve.
منتظر ماندن
کودکان همیشه منتظر برف هستند.

caminhar
Ele gosta de caminhar na floresta.
قدم زدن
او دوست دارد در جنگل قدم بزند.

tocar
Quem tocou a campainha?
زدن
کی زنگ در را زد؟

deitar
As crianças estão deitadas juntas na grama.
دراز کشیدن
بچهها در علفزار دراز کشیدهاند.

trazer
O mensageiro traz um pacote.
آوردن
پیک یک بسته میآورد.

mudar
A luz mudou para verde.
تغییر کردن
چراغ به سبز تغییر کرد.

melhorar
Ela quer melhorar sua figura.
بهبود بخشیدن
او میخواهد به فیگور خود بهبود ببخشد.

rezar
Ele reza silenciosamente.
دعا کردن
او به آرامی دعا میکند.

perder-se
Minha chave se perdeu hoje!
گم شدن
کلید من امروز گم شده!

pensar
Você tem que pensar muito no xadrez.
فکر کردن
در شطرنج باید خیلی فکر کنید.

deixar parado
Hoje muitos têm que deixar seus carros parados.
ایستاده گذاشتن
امروز بسیاری مجبورند ماشینهای خود را ایستاده گذارند.
