لغت
آموزش قیدها – بوسنیایی
često
Trebali bismo se viđati češće!
غالباً
ما باید غالباً یکدیگر را ببینیم!
zajedno
Oboje vole igrati zajedno.
باهم
این دو دوست دارند باهم بازی کنند.
prvo
Sigurnost dolazi prvo.
اول
امنیت اولویت دارد.
tamo
Cilj je tamo.
آنجا
هدف آنجا است.
skoro
Rezervoar je skoro prazan.
تقریباً
مخزن تقریباً خالی است.
dugo
Morao sam dugo čekati u čekaonici.
طولانی
من مجبور بودم طولانی در اتاق انتظار بمانم.
već
Kuća je već prodana.
پیشاز این
خانه پیشاز این فروخته شده است.
sutra
Nitko ne zna što će biti sutra.
فردا
هیچکس نمیداند فردا چه خواهد شد.
sada
Da ga sada nazovem?
حالا
آیا حالا باید به او زنگ بزنم؟
bilo kada
Možete nas nazvati bilo kada.
هر وقت
شما میتوانید هر وقت به ما زنگ بزنید.
isto
Ovi ljudi su različiti, ali jednako optimistični!
همان
این افراد متفاوت هستند، اما با همان اندازه خوشبینانهاند!