لغت
یادگیری افعال – اسلونیایی

popraviti
Hotel je popraviti kabel.
تعمیر کردن
او میخواست کابل را تعمیر کند.

preživeti
Morala bo preživeti z malo denarja.
کنار آمدن
او باید با کمی پول کنار بیاید.

približati se
Polži se približujejo drug drugemu.
نزدیک شدن
حلزونها به یکدیگر نزدیک میشوند.

vzleteti
Letalo vzleta.
برخاستن
هواپیما در حال برخاستن است.

potegniti
Kako bo potegnil ven to veliko ribo?
بیرون کشیدن
چگونه میخواهد این ماهی بزرگ را بیرون بکشد؟

ignorirati
Otrok ignorira besede svoje matere.
نادیده گرفتن
کودک سخنان مادرش را نادیده میگیرد.

zmanjšati
Definitivno moram zmanjšati stroške ogrevanja.
کاهش دادن
من قطعاً نیاز دارم هزینههای گرمایشی خود را کاهش دهم.

umreti
V filmih umre veliko ljudi.
مردن
بسیاری از مردم در فیلمها میمیرند.

oslepeti
Možakar z značkami je oslepel.
نابینا شدن
مردی با نشانها نابینا شده است.

zavedati se
Otrok se zaveda prepira svojih staršev.
آگاه بودن
کودک از جدال والدینش آگاه است.

udariti
Kolesarja je udarilo.
زدن
دوچرخهسوار زده شد.
