لغت
یادگیری افعال – دانمارکی
logge ind
Du skal logge ind med dit kodeord.
وارد شدن
شما باید با رمز عبور خود وارد شوید.
fælde
Arbejderen fælder træet.
قطع کردن
کارگر درخت را قطع میکند.
overtale
Hun skal ofte overtale sin datter til at spise.
متقاعد کردن
او اغلب باید دخترش را برای خوردن متقاعد کند.
forstå
Jeg forstod endelig opgaven!
فهمیدن
من سرانجام وظیفه را فهمیدم!
løse
Detektiven løser sagen.
حل کردن
کارآگاه پرونده را حل کرده است.
skubbe
De skubber manden i vandet.
هل دادن
آنها مرد را به آب هل میدهند.
tænke
Man skal tænke meget i skak.
فکر کردن
در شطرنج باید خیلی فکر کنید.
ride
De rider så hurtigt de kan.
سوار شدن
آنها به تندی سوار میشوند.
forstå
Man kan ikke forstå alt om computere.
فهمیدن
نمیتوان همه چیزها در مورد کامپیوترها را فهمید.
lukke igennem
Skal flygtninge lukkes igennem ved grænserne?
رها کردن
آیا پناهندگان باید در مرزها رها شوند؟
vise
Han viser sit barn verden.
نشان دادن
او به فرزندش جهان را نشان میدهد.