لغت
یادگیری افعال – بوسنیایی
gledati jedno drugog
Dugo su se gledali.
نگاه کردن
آنها به هم مدت طولانی نگاه کردند.
vikati
Ako želiš biti čuo, moraš glasno vikati svoju poruku.
فریاد زدن
اگر میخواهید شنیده شوید، باید پیام خود را به طور بلند فریاد بزنید.
isključiti
Ona isključuje budilnik.
خاموش کردن
او ساعت زنگدار را خاموش میکند.
vratiti
Majka vraća kćerku kući.
بازگرداندن
مادر دختر را به خانه باز میگرداند.
izlaziti
Djevojčice vole izlaziti zajedno.
بیرون رفتن
دخترها دوست دارند با هم بیرون بروند.
plivati
Ona redovno pliva.
شنا کردن
او به طور منظم شنا میزند.
dogoditi se
U snovima se događaju čudne stvari.
اتفاق افتادن
در خواب چیزهای عجیبی اتفاق میافتد.
uputiti
Nastavnik se upućuje na primjer na ploči.
اشاره کردن
معلم به مثال روی تخته اشاره میکند.
parkirati
Automobili su parkirani u podzemnoj garaži.
پارک کردن
ماشینها در پارکینگ زیرزمینی پارک شدهاند.
podići
Helikopter podiže dva čovjeka.
بالا کشیدن
هلیکوپتر دو مرد را بالا میکشد.
kupiti
Oni žele kupiti kuću.
خریدن
آنها میخواهند یک خانه بخرند.