لغت
یادگیری افعال – آلمانی

ausrichten
Gegen den Schaden konnte man nichts ausrichten.
انجام دادن
هیچ چیزی در مورد آسیب قابل انجام نبود.

sterben
In Filmen sterben viele Menschen.
مردن
بسیاری از مردم در فیلمها میمیرند.

kommentieren
Er kommentiert jeden Tag die Politik.
نظر دادن
او هر روز در مورد سیاست نظر میدهد.

vergleichen
Sie vergleichen ihre Figur.
مقایسه کردن
آنها ارقام خود را با یکدیگر مقایسه میکنند.

beschränken
Soll man den Handel beschränken?
محدود کردن
آیا باید تجارت را محدود کرد؟

verreisen
Er verreist gerne und hat schon viele Länder gesehen.
سفر کردن
او دوست دارد سفر کند و بسیاری از کشورها را دیده است.

aufteilen
Sie teilen die Hausarbeit zwischen sich auf.
تقسیم کردن
آنها کارهای خانگی را بین خودشان تقسیم میکنند.

gehören
Meine Frau gehört zu mir.
تعلق داشتن
همسر من متعلق به من است.

mieten
Er mietete einen Wagen.
اجاره گرفتن
او یک ماشین اجاره گرفت.

reinigen
Sie reinigt die Küche.
تمیز کردن
او آشپزخانه را تمیز میکند.

entnehmen
Er entnimmt etwas dem Kühlfach.
برداشتن
او چیزی از یخچال بر میدارد.
