لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (BR)

falir
O negócio provavelmente irá falir em breve.
ورشکست شدن
تجارت احتمالاً به زودی ورشکست میشود.

fugir
Todos fugiram do fogo.
فرار کردن
همه از آتش فرار کردند.

correr em direção
A menina corre em direção à sua mãe.
به سمت دویدن
دختر به سمت مادرش میدود.

estacionar
Os carros estão estacionados no estacionamento subterrâneo.
پارک کردن
ماشینها در پارکینگ زیرزمینی پارک شدهاند.

farfalhar
As folhas farfalham sob meus pés.
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.

desistir
Quero desistir de fumar a partir de agora!
ترک کردن
من میخواهم از هماکنون سیگار را ترک کنم!

prestar atenção
Deve-se prestar atenção nas placas de tráfego.
توجه کردن
باید به علایم راهنمایی ترافیک توجه کرد.

esperar
Estou esperando por sorte no jogo.
امیدوار بودن
من به شانس در بازی امیدوارم.

entrar
Ele entra no quarto do hotel.
وارد شدن
او اتاق هتل را وارد میشود.

pisar
Não posso pisar no chão com este pé.
روی ... قدم زدن
من نمیتوانم با این پا روی زمین قدم بزنم.

lembrar
O computador me lembra dos meus compromissos.
یادآوری کردن
رایانه به من قرارهایم را یادآوری میکند.
