لغت

دانمارکی – تمرین افعال

cms/verbs-webp/49374196.webp
اخراج کردن
رئیس من مرا اخراج کرده است.
cms/verbs-webp/88806077.webp
برخاستن
متاسفانه هواپیمای او بدون او برخاسته است.
cms/verbs-webp/43577069.webp
برداشتن
او چیزی را از روی زمین می‌برد.
cms/verbs-webp/75508285.webp
منتظر ماندن
کودکان همیشه منتظر برف هستند.
cms/verbs-webp/120624757.webp
قدم زدن
او دوست دارد در جنگل قدم بزند.
cms/verbs-webp/120220195.webp
فروختن
تاجران بسیار کالا می‌فروشند.
cms/verbs-webp/115847180.webp
کمک کردن
همه به نصب چادر کمک می‌کنند.
cms/verbs-webp/79404404.webp
نیاز داشتن
من تشنه‌ام، نیاز به آب دارم!
cms/verbs-webp/116519780.webp
بیرون دویدن
او با کفش‌های جدید بیرون می‌دود.
cms/verbs-webp/119417660.webp
باور کردن
بسیاری از مردم به خدا باور دارند.
cms/verbs-webp/102677982.webp
احساس کردن
او نوزاد در شکم خود را احساس می‌کند.
cms/verbs-webp/68761504.webp
بررسی کردن
دندانپزشک دندان‌های بیمار را بررسی می‌کند.