لغت
یادگیری افعال – ليتوانيايی
susiorientuoti
Aš gerai susiorientuoju labirinte.
راه یافتن
من میتوانم خوب در یک هزارتو مسیر بیابم.
pasikeisti
Šviesoforas pasikeitė į žalią.
تغییر کردن
چراغ به سبز تغییر کرد.
pataikyti
Dviratininkas buvo pataikytas.
زدن
دوچرخهسوار زده شد.
judėti
Sveika daug judėti.
حرکت کردن
حرکت کردن زیاد سالم است.
išvaryti
Vienas gulbė išvaro kitą.
دور کردن
یک قو بقیهی قوها را دور میزند.
atleisti
Šefas jį atleido.
اخراج کردن
رئیس او را اخراج کرده است.
importuoti
Mes importuojame vaisius iš daug šalių.
وارد کردن
ما میوه از بسیاری از کشورها وارد میکنیم.
apsaugoti
Šalmas turėtų apsaugoti nuo avarijų.
محافظت کردن
یک کلاه باید از تصادفها محافظت کند.
meluoti
Kartais reikia meluoti avarinėje situacijoje.
دروغ گفتن
گاهی اوقات در شرایط اضطراری باید دروغ گفت.
susitikti
Jie pirmą kartą susitiko internete.
ملاقات کردن
آنها اولین بار یکدیگر را در اینترنت ملاقات کردند.
įstrigti
Aš įstrigau ir nerandu išeities.
گیر کردن
من گیر کردهام و راهی برای خروج پیدا نمیکنم.