لغت
یادگیری افعال – سوئدی
ropa
Pojken ropar så högt han kan.
فریاد زدن
پسر به همه توان خود فریاد میزند.
veta
Barnen är mycket nyfikna och vet redan mycket.
دانستن
بچهها خیلی کنجکاو هستند و الان زیاد میدانند.
minska
Jag behöver definitivt minska mina uppvärmningskostnader.
کاهش دادن
من قطعاً نیاز دارم هزینههای گرمایشی خود را کاهش دهم.
träffa
Tåget träffade bilen.
زدن
قطار به ماشین زد.
testa
Bilen testas i verkstaden.
آزمایش کردن
ماشین در کارگاه آزمایش میشود.
utforska
Astronauterna vill utforska yttre rymden.
کاوش کردن
فضانوردان میخواهند فضای بیرونی را کاوش کنند.
företaga
Jag har företagit mig många resor.
به عهده گرفتن
من سفرهای زیادی را به عهده گرفتهام.
transportera
Vi transporterar cyklarna på biltaket.
حمل کردن
ما دوچرخهها را روی سقف ماشین حمل میکنیم.
diska
Jag gillar inte att diska.
ظرف شستن
من دوست ندارم ظرفها را بشویم.
gå tillbaka
Han kan inte gå tillbaka ensam.
برگشتن
او نمیتواند به تنهایی برگردد.
avbryta
Kontraktet har avbrutits.
لغو شدن
قرارداد لغو شده است.