لغت
یادگیری افعال – اسلواکی

fajčiť
Fajčí fajku.
سیگار کشیدن
او یک پیپ سیگار میکشد.

žiadať
Moje vnúča odo mňa žiada veľa.
خواستن
نوعه من از من زیاد میخواهد.

plytvať
Energiou by sa nemalo plytvať.
هدر دادن
نباید انرژی را هدر داد.

uprednostňovať
Naša dcéra nečíta knihy; uprednostňuje svoj telefón.
ترجیح دادن
دختر ما کتاب نمیخواند؛ او تلفن خود را ترجیح میدهد.

začať
Škola práve začína pre deti.
شروع کردن
مدرسه تازه برای بچهها شروع شده است.

vrátiť sa
Otec sa vrátil z vojny.
برگشتن
پدر از جنگ برگشته است.

odvážiť sa
Neodvážim sa skočiť do vody.
جرات کردن
من جرات پریدن به آب را ندارم.

vrátiť sa
Bumerang sa vrátil.
برگشتن
بومرانگ برگشت.

pokračovať
Karavána pokračuje v ceste.
ادامه دادن
کاروان سفر خود را ادامه میدهد.

obnoviť
Maliar chce obnoviť farbu steny.
تجدید کردن
نقاش میخواهد رنگ دیوار را تجدید کند.

kontrolovať
On kontroluje, kto tam býva.
بررسی کردن
او بررسی میکند که چه کسی در آنجا زندگی میکند.
