لغت
یادگیری افعال – زبان کرهای
떠나고 싶다
그녀는 호텔을 떠나고 싶다.
tteonago sipda
geunyeoneun hotel-eul tteonago sipda.
خواستن ترک کردن
او میخواهد هتل خود را ترک کند.
남기다
그녀는 나에게 피자 한 조각을 남겼다.
namgida
geunyeoneun na-ege pija han jogag-eul namgyeossda.
گذاشتن
او برای من یک قاچ نان پیتزا گذاشت.
동의하다
그들은 거래를 하기로 동의했다.
dong-uihada
geudeul-eun geolaeleul hagilo dong-uihaessda.
توافق کردن
آنها توافق کردند تا قرارداد را امضاء کنند.
몰다
카우보이들은 말로 소를 몰고 간다.
molda
kauboideul-eun mallo soleul molgo ganda.
راندن
گلهداران با اسبها گاوها را میرانند.
믿다
많은 사람들이 하나님을 믿는다.
midda
manh-eun salamdeul-i hananim-eul midneunda.
باور کردن
بسیاری از مردم به خدا باور دارند.
사용하다
그녀는 매일 화장품을 사용한다.
sayonghada
geunyeoneun maeil hwajangpum-eul sayonghanda.
استفاده کردن
او روزانه از محصولات آرایشی استفاده میکند.
연결되다
지구의 모든 나라들은 서로 연결되어 있다.
yeongyeoldoeda
jiguui modeun naladeul-eun seolo yeongyeoldoeeo issda.
مرتبط بودن
همه کشورهای زمین با یکدیگر مرتبط هستند.
들어가다
그녀는 바다로 들어간다.
deul-eogada
geunyeoneun badalo deul-eoganda.
وارد شدن
او وارد دریا میشود.
지나가다
때로는 시간이 천천히 지나간다.
jinagada
ttaeloneun sigan-i cheoncheonhi jinaganda.
گذشتن
گاهی وقتها زمان به آرامی میگذرد.
채팅하다
학생들은 수업 중에 채팅해서는 안됩니다.
chaetinghada
hagsaengdeul-eun sueob jung-e chaetinghaeseoneun andoebnida.
گپ زدن
دانشآموزان نباید در کلاس گپ بزنند.
섞다
화가는 색상들을 섞는다.
seokkda
hwaganeun saegsangdeul-eul seokkneunda.
مخلوط کردن
نقاش رنگها را مخلوط میکند.