لغت

ويتنامی – تمرین افعال

cms/verbs-webp/88597759.webp
فشار دادن
او دکمه را فشار می‌دهد.
cms/verbs-webp/19584241.webp
در اختیار داشتن
کودکان فقط پول جیبی را در اختیار دارند.
cms/verbs-webp/44782285.webp
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز می‌دهد.
cms/verbs-webp/130938054.webp
پوشاندن
کودک خود را می‌پوشاند.
cms/verbs-webp/91643527.webp
گیر کردن
من گیر کرده‌ام و راهی برای خروج پیدا نمی‌کنم.
cms/verbs-webp/85677113.webp
استفاده کردن
او روزانه از محصولات آرایشی استفاده می‌کند.
cms/verbs-webp/110347738.webp
شاد کردن
گل باعث شادی طرفداران فوتبال آلمان شده است.
cms/verbs-webp/118011740.webp
ساختن
بچه‌ها یک برج بلند می‌سازند.
cms/verbs-webp/74916079.webp
رسیدن
او دقیقاً به موقع رسید.
cms/verbs-webp/110646130.webp
پوشاندن
او نان را با پنیر پوشانده است.
cms/verbs-webp/81740345.webp
خلاصه کردن
شما باید نکات کلیدی این متن را خلاصه کنید.
cms/verbs-webp/18473806.webp
نوبت گرفتن
لطفاً منتظر بمانید، به زودی نوبت شما می‌رسد!